آنقدر غرقم در تو که یادم میرود امسال پاییز چندم است که نیستی

همین را میدانم دیرزمانیست که من هر صبح به زندگیه نکبت سلام میکنم

برایت چندقطره اشک میریزم

ساعت از 10میگذرد ومن درباور نبودنت میمیرم

وهرشب ،لعنت به هرشب...

 

 

نخوانده بگیر من را و خوشبختیت را درآغوشش مثل همیشه بخند

تاعکس هایت غرق در لبخندت شوند

وکسی نفهمد بهای خوشبختیت به بهای یک زندگی بود

قسم میخورم روزی که بمیرم شهریور است