حتی تنهایی هم، شرمش گرفته
بیاید و کنار دلتنگی هایم بنشیند
می داند این دلِ بی رَمَق
پُر شده از بی مهری ها ...
می ترسد تاب نیاورم و بِبُرّم از زندگی
و
هر شب سر به زیرتر و آرامتر می آید

 


 

خدایا!!!

از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت

امـا شکایتـم راپس میگیـرم

من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی
تا هـــــر زمان که دلـــــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تـــــو باشد

گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست
معنایش این نیست که تنهایــــــــم
معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت
با تـــــــو تنهایی معنا ندارد

مانده ام تــــــــو را نداشتم چه میکردم

دوستت دارم  خدای من