توکجایی سهراب؟
آب را گل کردند
چشمها را بستند و چه با دل کردند
وای سهراب کجایی آخر؟
زخمها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقایق کردند
تو کجایی سهراب
که همین نزدیکی عشق را دار زدند
همه جا سایه دیوار زدند
وای سهراب دلم را کشتند
ای سهراب کجایی که ببینی حالا
دل خوش مثقالی است
دل خوش نایاب است
تو سوالت این بود دل خوش سیری چند؟
من سوالم این است:
معدن یک دل خوش
تو بگو ای سهراب...