خاطرات

 

گاهی به گذشته خیره می شویم و خاطرات را مرور می کنیم ...می فهمیم خیلی چیزها را جا گذاشته ایم !
مهربانی را ... ! عشق را ... !لبخند را ... !شادی های بی دلیل را... !و یا حتی کسی را ... !خسته، دلگیر، غمگین و پریشان از چیزهایی که دیگر نیست و هستیم ...
امـــا
هنوز هم خوب می دانیم،خوب می دانیم
آخرش روزی می رسد که به این دلتنگی ها پایان دهد ...
روزی که دوباره عشق و شادی را به همراه دارد ...


.......

پ.ن:
ممکن است این دلتنگی ها به خاطر تغییر شخصیتی و یا فراق از خانواده، رفیق و یا هر کس که دوستش داریم باشد ...

/ 44 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

به ستارهها خواهم سـپرد برجاده هاى شبت بتابند تامسیر آرزویت در طولانی ترین راهها بى نور نماند..[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

مسعود

تو را مثل قانون . . . کسی رعایت نمی کند ؛ چرا غمگینی دلم ؟ تو را برای شکستن سرشته اند . . . !

بهروشا

قلبم این روزها سخت درد میکند ! کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟[گل]

دختر مذهبی

خجالت هم خوب چیزیه این عکسای لخت رو بردار دختر. حالا فرض کن ی دختر یا پسری که تازه به سن بلوغ رسیده به وبلاگت سر بزنه میدونی چی میشه؟؟ آرشیوتون رو دیدم پر از عکسای لختکی بود.خواهش میکنم حذفشون کن. ی ذره فکر کن

ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻭ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺼﺖ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻧﺴﻠﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ، ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﻌﻤﯿﺮﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ … ﻧﻪ ﺗﻌﻮﯾﺾ!

..تنها..

نه دیگرشعرمیخوانم نه دیگرشعرمیخوانی نه دیگرقدر میدانم نه دیگر قدر میدانی نه دیگر حرف های راست … نه دیگر زندگی با ماست همان شد که دلت می خواست …

..تنها..

نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد… وتا آخر دوستت دارم می روم..

Dark

حسین پناهی عالیه

پریسا

بچه که بودم از بالا پنجره تف میکردم رو کله مردم ردخور نداشت نخوره تو سرشون از بچگی با قوانین فیزیک اشنایی داشتم... &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& آپم دوستم[قلب]