خدا

 

این بار می خواهم از تو بگویم،از تو که در کرانه ی عالم،یگانه ای.از تو که به من عشق بخشیدی و آموختی دوست داشتن را.پروردگار من!آنگاه که نام تو را بر زبان می آورم،لحظه های غبار زندگیم آکنده می شود از شمیم خوش بودنت!قلب بی تابم رنگ تو را می گیرد و وجودم سرشار از وجود توست.


بی نیاز ترین!آن هنگام که دست خواهشم را ملتمسانه به سویت دراز می کنم،خوب می دانم معبود من سخاوتمند تر از آن است که لطافت دست یاریگرشرا از من دریغ کند.مهربانا!آن زمان که می ستایمت و با تو سخن میگویم،حس غروری متواضعانه مرا به تو پیوند می زند....پیوندی ناگسستنی تر از پیوند ماه ومهر.

زیباترین وجود!من از تو زنده ام و لطف توست.... هرنفسی که از سینه ام بیرون می آید.به جانی که از تودارم سوگند که از آغاز زندگیم دوستت داشته ام و نام بلندت را تا همیشه در گنجینه ی قلبم حفظ خواهم کرد.

 

/ 67 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ĔŔМĨŶÁ

وقتی سرت با دیگران گرمه.....! وقتی زیرش داری نفس نفس میزنی....! وقتی به هرکی میرسی میگی "جانم"....! وقتی توی منجلاب نامردیت دست و پای میزنی....! وقتی همه واست عزیز دل هستن و قربون صدقشون میری .....! وقتی سرگرم خوشیات هستی ...! چه اهمیت داره ، من کجام.....!

ĔŔМĨŶÁ

▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل] بغض گریه های شبانه دارد جدایی عشق و معشوق و عاشق دارد جدایی غم و بی قراری ها را دارد جدایی تو و خاطره ها را دارد جدایی

ĔŔМĨŶÁ

کامل شده ای . . . دیگر به تو نمیــرسد کسی ! چند واحد پاس کرده ای ؟! چند سال برای خیانت خوانده ای ؟!

ĔŔМĨŶÁ

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند پر از حس های خوبند پر از حرفهای نگفته اند چه هستند، هستند و چه نیستند، هستند یادشان خاطرشان حس های خوبشان آدمها بعضی هایشان سکوتشان هم پر از حرف هست پر از مرحم به هر زخم است ..

ĔŔМĨŶÁ

::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄ عجب وفایی داره این دلتنگی ! تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی می گی و می خندی بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !

ĔŔМĨŶÁ

یک نفر مرا در ایستگاه شب جا گذاشته است درست مثل چمدانی که تو جا گذاشتی اش پیش من برای من نه برای چمدان ات برگرد !

ĔŔМĨŶÁ

▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل]▀♫▄[گل] زندانی میخنــــــــدد !!! شایــــــــــد به زندانی بودن خود... شایـــــــد هم به آزادی ما... شاید... راستــــــی زنــــــدان کدام ســـــــوی میله هاســـــــت؟؟؟

ĔŔМĨŶÁ

::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄..::♥::◄ نیمکت کهنه باغ خاطرات دورش را در اولین بارش زمستانی از ذهن پاک کرده است خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی ... !

..تنها..

اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو: بی کس بوداما کسی روبی کس نکرد تنها بوداماکسی رو تنها نذاشت دلشکسته بوداما دل کسی رونشکست کوه غم بودولی کسی روغمگین نکرد وشایدبدبودولی برای کسی بد نخواست.

پاییز

سلام مریم جون خدا قوت موفق باشی راستی به منم سر بزن خوشحال میشم