ساده که باشی

 

 

ساده که باشی ؛ زود به همه چیز و همه کس دل می بندی …
ساده که باشی ؛ زود باور می کنی…
ساده که باشی ؛ همان کسانی که زود بهشان دل بسته بودی ، ترکت می کنند و گاهی طرد…
ساده که باشی ؛ دوست نداری کسی را رنجیده کنی ؛ به همین خاطر به جای انسان ها ، این بار به اشیاء دل میبندی!!! آری ، اشیاء!!

 

 

ساده که باشی پشت حرف‌های آدم‌ها دنبال منظور نمی‌گردی، برای جواب دادن به آدم‌ها دنبال هدف نمی‌گردی.ساده که باشی دنبال سود خودت نیستی، دنبال ضرر زدن به کسی که ازش بدت بیاید نیستی.ساده که باشی برای سلام دادن به آدم‌ها مشتاقانه چشمت دنبالشان می‌دود.

 

 

ساده که باشی همیشه به دیگری حق می‌دهی. خودت خودت را توجیه می‌کنی… شاید ناراحت بوده، شاید مشکلی داشته. اصلا شاید حق با او باشد. حالا چه اهمیتی دارد؟ این‌ها حرف‌هایی است که به خودت می‌گویی تا زودتر ناراحتی‌ات را فراموش کنی،تا نخواهی کسی را از دست بدهی…ساده که باشی زود به زود دلت برای آدم‌ها تنگ می‌شود. برای آن‌هایی که راحت با تو سرد می‌شوند. برای آن‌ها که بارها بخشیده‌ای و به روی خودت نیاورده‌ای، برای آن‌ها که عوض کارهاشان گله کنی بدهکار می‌شوی… در جواب اس ام اس هایت پاسخ شما؟! دریافت می‌کنی، اما هنوز دلت نمی‌آید اسم دوست‌های پنج سال پیش دانشگاهت را از لیست تماس‌های گوشی پاک کنی.

 

 

ساده که باشی بچه بازی‌ها را یادت می‌رود، اما خوبی‌ها را فراموش نمی‌کنی. دوست داری خاطره‌های خوب را، عزیز نگه داری. ساده که باشی از یک سوراخ بارها گزیده می‌شوی …چون ساده بودن توی خون آدم‌هاست. ساده که باشی از اولش ساده‌ای، تا آخرش ساده‌ای…

 

/ 78 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهديه

دوست دارم کلمه ای نیست که میخوام بشنوی یا بخونیش احساسی است که میخوام حسش کنی شاید اونوقت منو بفهمی..

مهديه

خاصیت دنیاست که در اوج داشتن و خوشبختی دلهره ی « از دست دادن » پر رنگ تر است ..

مهديه

تنهايي بزرگترين درد دنيا است آدمها تنهايت را پر نمي كنند ... فقط عظمتش را موقع رفتن به رخت مي كشند .

مهديه

چه ساده بودم ..... آن هنگام که میپنداشتم شکستن دل کسی ناگوارترین حادثه ی عالم است... ... امروز که دلم شکست و عالمی تکان نخورد، به سادگی خود خندیدم!!!

مهديه

خیلی سخت است...... همه فکرکنندباخیلیایی..... خیلی خوشحالی..... خیلی دوروبرت شلوغه.... خیلیا دوست دارن..... اما...... فقط خودت میدونی که چقدرتنهاااااییییی....!!!!

مهديه

بعضیا هم هستن... این نقاشیای "عشق یعنی" رو که می بینن دلشون برای خودشون میسوزه که عشقشون... یک طرفست...

saideh

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم ! من را به من نبودن محکوم نکن ! من همانم که درگیر عشقش بودی ! یادت نمی آید ؟! من همانم ! حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !

saideh

ساده ، اما براى خـــــــــودم … راستش را بخواهى … دیگر منتظر آمدن “تو” نیستم … منتظر “رفتــــــــــــن” خودم هستم … قلبم پیرزنى هفتادساله است ..! زانوهایش درد میکند …