من وخدا

 

میخواهم از کسی بنویسم که حسابی دلم هوایش را کرده،از کسی که زندگی بدون او یعنی تباهی و پوچی...از خدایی که فراموشیش کار هر روزمان شده، خدایی که با تمام نشانه های زیبای وجودیش خیلی غریبانه در دل ها نشسته است. آنقدر غریب که انسان ها خود را قادر به انجام هر کاری میدانند بی آنکه ذره ای به این فکر کنند، دست و عقل و تمام اعضای بدن را خدا در اختیارمان قرار داده است.آری خدای من، خدای مهربان من، به خودت قسم من نیز گاهی سخت دلم می گیرد از اینکه چگونه به این دنیایی که تو آفریدی بد وابسته می شویم و دیگر هیچ چیزی جز خودمان ارزشی پیدا نمی کند!


آنقدر وابسته زیبایی هایش می شویم که تک زیبای عالم را به باد فراموشی می سپاریم.خدایا خودت میدانی در سخت ترین لحظه هایم نیز از یادت غافل نبودم، حتی در لحظه های از دست دادن عزیزانم، چرا که میدانم مقصد تو هستی و همه چیز بسوی تو باز آید...

خدایا باز تو میدانی برای هیچ چیزی طمع نکردم و از داشته هایم گذشتم که همگان نیز بهره ببرند تا شادی ها را با هم شریک شویم...

 

اما !

بسیار تاسف خوردم از غرورهای بی جا، از دروویی ها و دروغ ها و از دست کسانی که زندگی دیگران را به ازای خوشنودی خود سیاه و تباه می کنند تا به داشته های خود بیفزایند و افتخار کنند، بی آنکه بدانند همه مسافریم و هیچ چیزی جز خوبی ماندگار نیست...

خدایا نگذار شیطان درونمان یاد تو را از ما بگیرد که هیچ چیز تو نمی شود و خدایا از من نگیر شانه های پر محبتت را در این روزهایی که بغضم هوای شکستن دارد و چشمانم میل باریدن...

/ 89 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم هیچکس مرا به یاد نمی آورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .

مـــــریــــــــم

پیری میگفت: اگه میخوای جوان بمونی دردهای دلتو فقط به کسی بگو که دوسش داری و دوستت داره خندیدم و گفتم: پس چراتو جوان نموندی؟ پیر لبخندتلخی زد وگفت: دوستش داشتم دوستم نداشت

مـــــریــــــــم

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است صدایت می زنم با لهجه باران و تو به تعداد قطره ها در دلم می ریزی

مـــــریــــــــم

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــد و نـــــــــــه خنــــــــده نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــد و نـــــــه سکــــــــوت آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی خدایــــــا تنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار

مـــــریــــــــم

نـــــــ ــــــــــ ـــــــــ ـــــــرو ... دردنـ ـاکـ ـــ تــ ـريـــن " التـ ــمــ ـاس " جــ ـــهـان اسـ ـتـــ ...

مـــــریــــــــم

روحـــم مـی خواهد بــرود یک گوشــه بنشــیند… پشتـــش را بکنـــد به دنیــــا ؛ پاهایش را بغــــل کنـــد و بلنـــد بلنـــد بگوید : من دیگر بـــــازی نمـــی کنـــم خستــــــــــــــــــــــ ـــــــه ام….

taha

*** خیلی دردناکه اینکه مرتب باید خودت رو به دیگری یادآوری کنی تا فراموش نشی…..!

رعنا

عالی بود مریممممممممم

وحید

´´´´´´´´´´´,;****,´´´´ ´´´´´´´´´´´´,*¨¨,"¨¨*,´´´ ´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@";";;-… ´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨")""-"""" ´´´´´´´´//,***¨¨¨¨* ´´´´´´´(,(**/*"¨""¨¨* ´´´´´´((,*/*;);*)¨¨¨¨* ´´´´´((,**)*/**/¨¨¨"¨* ´´´´,(,****.:)*¨¨¨¨¨¨* ´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨* ´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨* ´´,***/*)¨*¨¨,

reza

[افسوس] زندگی همینه آدم فراموش کاره