دل...

 


زنی را می شناسم که آنقدرها هم دور از چشم نیست....!!زنی که تمام روزهای بی حوصلگی اش،جمله خلاصه شدند درشوقی محکوم به مرگ....!!زن که باشی...درد که داشته باشی...عاشق که باشی....عاشقی ات گناه هم که باشد....آنوقت محکومی به مرگ..........!!
مرگ همین لحظه های دلتنگی ست که گلوی دوستت دارم ها را می فشارد..مرگ همین بغض های نیمه شبان است که درد را هجی می کند...زن که باشی....تنها که باشی....عاشق هم که باشی....دست خودت نیست.....خواهی،نخواهی...درد میکشی..لحظاتی هست که هیچ چیز این دنیا قانعت نمیکندوتو فقط نیاز به مردن داری......همین.......!!!!

 

درد ِ دل کـه می کنــی ... ضعـف هـایـت، دردهـایــت را ...... می گـذاری تـوی ِ سیـنی و تعـارف می کـنی... کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه .... روحـت!!!!

 

حرفهایی هست ،بدجور دل میشکنند !بدجور دل می سوزانند !بدجور خراب میکنند !حرفهایی از نزدیکترین کسانت !!از عزیزترین کسانت !گاهی دلت میخواهد ،نزدیک ترین ،آنقدر عزیز نبود !یا اگر بود ،کمی بیشـــتر ..حواسش ،به تاثیر ِ حرفهایش بود

/ 95 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
?????

سلام [گل] مریم گل [گل][گل][گل][گل][گل] [دست][دست][دست][دست][دست]

parinazi

یک نفر در همین نزدیکیها چیزی به وسعت ِ یک زندگـی برایت جا گذاشته است خیالت راحت باشد ... ... ... …آرام چشمــ ـهایت را ببند یکنفر برای همــه ی نگرانـیهایت بیدار است یکنفر کـه از همــه ی زیبایی های دنیا . . . تنها تو را باور دارد

parinazi

دیگـر خـاطـره هـا ؛ کفـافــ تنهـایـی هــایـمـ را نمـیدهنـد! بـــــرگـــــــــــــــــرد!!! تــو رو خــــــــــــــــــــــدا بــــرگـــرد..

مهدخت

میشه پرنده باشی اما رها نباشی میشه دلت بگیره اسیر غصه ها شی حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست اون وفت یه جا بشینی محو گذشته ها شی

طاها

درد مـــــن چشمـــــانـــی بــــو د کــه بــه مــن اشکــ ! هدیـــه میــــداد و بــه دیگــــران چشمــــــــکــ ـ ـ ـــ !‬

نگار

بسیار زیبا[گل][گل][گل]

غریبه

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ: ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ: ﺯﻧﺪﮔــــﯽ، ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐــــــﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﻮ، ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮد

غریبه

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند … از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟! وقتی کســی جایت آمد … دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند …. میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه …… فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود ! و این است بازی باهــم بودن…

ALONE

ای کاش هممون اینطور بودیم. مواظب بودیم. مواظب هم مواظب حرفای هم